|
برای مدیریت استرس و کاستن از تبعات آن می توان گام های زیر را مد نظر قرار داد: 1- فهرستی از عوامل ایجاد کننده استرس در زندگی یا محیط کار خود را تهیه کنید. به منظور مدیریت استرس لازم است بدانید آنها از کجا سرچشمه می گیرند. برای نمونه شغل یا وضعیت مالی شما هر دو می توانند برای شما استرس زا باشند. 2- سعی کنید عوامل ایجاد کننده را به موارد خاص محدود نمائید. شاید کار شما علت اصلی استرس تان باشد. اما آیا عامل خاصی در کار شما وجود دارد که منبع واقعی استرس باشد. شاید شما در حوزه فروش کار کنید و از کار خود نیز لذت ببرید؛ اما به واسطه بخشی از گفتارهای سرد که جزو الزامات شغلی است تحت فشار قرار بگیرید. تعیین منبع به شما کمک خواهد کرد تا راهکار دقیق تری بیابید. 3- عوامل استرس آور را اولویت بندی نمائید. از طریق فهرست بندی آنها بر مبنای استرسزاترین، شما می توانید طرح مدیریت استرس خود را بر بزرگ ترین یا مهم ترین عوامل استوار نمائید. 4- هر عامل استرس زا را بررسی کنید و طرحی عملی برای چگونگی مواجهه با آن ارائه نمائید. چنان چه از لحاظ مالی دچار افت شده اید لازم است فهرستی از روش های تجدید نظر در سبک زندگی کنونی خویش را تهیه کنید. اگر صورتحساب های شما همواره با تاخیر مواجه می گردد، از سیستم های پرداخت پایا در بانک خود استفاده کنید. عامل استرس هر چه که باشد برای حل آن موضوع طرح مشخصی تهیه کنید. 5- همه منابع خود را بررسی و تعیین کنید که چگونه می توانید از آنها مزیت کسب نمائید. در خصوص یک دغدغه مالی می توانید با یک عضو خانواده یا دوست یا همکار یا مشاور ملاقات کنید و پیشنهادهای آنان را جویا شوید. 6- در پایگاه داده های خود پس از هر عامل استرس زا یک راهکار مرتبط قرار دهید. هنگام کنار هم چیدن راهکارها، اهداف واقع بینانه ترسیم کنید. در صورت لزوم چیزهایی را در زندگی خود تغییر دهید. ضمن ایجاد تعادل در زندگی خویش، اولویت ها را تعیین کنید و مسئولیت های دیگر در کار و زندگی را پیرامون آنها قرار دهید. 7- برای راهکارها برنامه ریزی کنید. سپس تاریخ هایی را برای بازبینی دوره ای در نظر بگیرید تا ببینید آیا طرح شما از کارایی لازم برخوردار است یا خیر؟ اگر راهکاری کارآمد نیست، آن را با راه حل دیگری جایگزین نمائید. همچنین اگر طرحی کارآمد است و عوامل استرس زای اصلی را از میان برده است، آن عامل استرس را از فهرست کنار بگذارید. عوامل استرس زای جدید نیز به همین شیوه می توانند به لیست شما وارد شوند. گام هایی برای موفقیت در یک محیط کاری پر استرس به منظور موفقیت در یک محیط کاری پر استرس لازم است سبک زندگی خویش را تا حدی تعدیل کرد. به منظور غلبه بر استرس های شغلی می توانید گام های خاصی را طی کنید. در ادامه، این گام ها تشریح خواهند شد: 1- سعی کنید خواب کافی شبانه داشته باشید. وقتی شما استراحت کافی ندارید بدن شما از خستگی رنج می برد. ممکن است دچار سستی و کاهش تمرکز شوید و نتوانید به خوبی فکر کنید. افزون بر آن حس تنش همراه با دمدمی مزاجی را تجربه کنید. 2- صبح ها عجله نکنید. عجله داشتن تنها بر میزان استرس شما در طی روز می افزاید. زنگ ساعت خود را هر روز کمی زودتر تنظیم نمائید به گونه ای که بتوانید راس ساعت بیدار شوید و از صبح لذت ببرید. 3- رژیم غذایی متعادل داشته باشید به ویژه برای صبحانه. سعی کنید از همه ویتامین ها و مواد مغذی و همچنین میزان مناسبی از پروتئین و کربوهیدرات ها استفاده نمائید به گونه ای که مطمئن شوید بدن شما به بهترین نحو ممکن عمل کند. 4- از فرسودگی شغلی پرهیز کنید. هر روز بعد از ظهر دقایقی را استراحت کنید یا تابستان ها به تعطیلات یک هفته ای بروید. مطمئنا باید اوقاتی را به دور از دفتر کارتان سپری کنید. پس از این بازه استراحت، بازگشت باطراوت به محل کار آسان تر است و اشتیاق به پیگیری طرح ها و وظایف در دست انجام قطعا بیشتر خواهد بود. 5- ورزش کنید. یکی از بهترین کاهنده های استرس تمرین و فعالیت بدنی است. هر نوع تمرین ورزشی را که مورد علاقه تان است انتخاب نموده و برای آن در برنامه های روزانه خود جایی باز کنید. ممکن است انتخاب شما یکی از ورزش های هوازی باشد. شاید هم ترجیح بدهید در فاصله ظهر یا عصر پیاده روی کنید. هر چقدر که در قالب یک فعالیت منظم جسمی قرار بگیرید این امر به همان میزان به آرامش بدن شما کمک خواهد کرد و استرس محیط کاری شما را سرکوب خواهد نمود. 6- زمان خود را بودجه بندی کنید و برای طرح های کاری را با دقت برنامه ریزی نمائید. صبر کردن تا لحظات آخر برای آغاز یک طرح کاری یا رسیدن به نزدیکی یک ضرب الاجل در حالی که شما هنوز آمادگی لازم را ندارید، موجب افزایش استرس می گردد. از طریق برنامه ریزی پیش نگر شما می توانید این مخاطرات را حذف کنید. 7- سطح استرس خود را در خانه کاهش دهید. بر بحث و جدل با همسر پافشاری نکنید و با بچه ها بر سر مسائل کوچک و پیش پا افتاده بحث نکنید. از اهداف غیر واقع بینانه در کار و زندگی خود دست بکشید. محیط خانگی آرامی را شکل دهید که پناهگاه شما نسبت به محیط کاری و اشتغالات روزمره باشد. 8- نگرش مثبت را در خود شکل داده و حفظ کنید. حتی در پر فشارترین روز در دفتر کار داشتن یک نگرش مثبت به شما کمک می کند تا با بی اعتنایی به استرس های موجود صرفا بر وظایف مهم متمرکز شوید.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۵ساعت 8:19  توسط ملکپور
|
آنچه
انسان را از سایر جانوران متمایز میکند قابلیتهای فوقالعاده مغز اوست؛
قابلیت کشف، ابداع و اختراع. این توانایی منحصر مغز انسان که به او قدرت
اندیشه و تجزیه و تحلیل میدهد، مدیون ساختار پیچیده رشتههای عصبی تکامل
یافته و ساز و کارهای خارقالعاده آنها است. پستانداران حدود شصت و پنج میلیون سال پیش روی کره زمین پدید آمدند. گرچه پستانداران اولیه گیاهخوار بودند، اما بتدریج به میوهخواری و سپس همهچیزخواری و گوشتخواری روی آوردند. جدایی انسان از نزدیکترین خویشاوندانش یعنی سایر نخستیها، حدود هفت میلیون سال پیش آغاز شد و حدود دو میلیون سال پیش انسان به مفهموم امروزی در شرق آفریقا شکل گرفت. در آن زمان، بخش اعظم غذای انسان را گیاهان، میوه و دانههای روغنی تشکیل میداد. با گذشت زمان، محصولات حیوانی وارد رژیم غذایی انسان شد؛ بخصوص با کشف آتش و ساخت ابزار، انسان به گردآوری محصولات گیاهی با ارزش غذایی بیشتر و همچنین شکار جانوران را روی آورد. در طول تاریخ انسان نخستین از غارنشینی به یکجانشینی رسید، به کشاورزی و صنعت روی آورد، تمدن و فرهنگ ایجاد کرد و بیشتر و بیشتر از سایر جانوران فاصله گرفت. تمام اینها را مغزی پیچیده امکانپذیر میکرد؛ مغزی که به مدد تغذیه متفاوت انسان، به او قدرت تفکر و تحلیل داد. اما تغذیه چگونه در کارکرد مغز انسان تاثیر گذاشت؟ کیفیت مواد غذایی مصرفی: مصرف مواد غذایی با کیفیت بهتر، از اولین عواملی بود که زمینه جدایی انسان را از شامپانزه به عنوان نزدیکترین خویشاوندش فراهم کرد. مصرف چربیها و پروتئینهای باکیفیت اثر مستقیمی بر روی رشد و تکامل مغز انسان داشت. در مقایسه با سایر نخستیها، انسان از موادی برای تغذیه بهره گرفت که علاوه بر پروتئینها و چربیها، مواد معدنی و ویتامینهای با کیفیتتری داشتند. بتدریج با تکامل بیشتر مغز، انسان به راههای جدیدتر و بهتری برای مصرف مواد غذایی مرغوبتر دست یافت. گوشتخواری: همه چیزخواران و گوشتخواران از گیاهخواران مغز بزرگتری دارند. مغز بزرگ نیازمند انرژی زیاد و متابولیسم بالاست که گیاهخواری پاسخگوی آن نیست. در نتیجه رشد مغز در گیاه خواران کمتر از همه چیزخواران و گوشتخواران است. حتی در بین گیاهخواران، حیوانات برگخوار از حیوانات میوهخوار مغز کوچکتری دارند که خود نشان دهنده ارتباط بین تغذیه، انرژی، متابولیسم و اندازه مغز است. گوشتخواری تا حدی در تکامل مغز انسان نقش دارد که برخی دانشمندان معتقدند از زمانی که انسان از شکارچی گردآورنده به زندگی ساکن و کشاورزی روی آورد و غلات بخش مهمی از تغذیه او شد، تکامل مغز او کند شد، چرا که از یک سو فعالیت او برای شکار و از سوی دیگر میزان پروتئین و چربی دریافتی، به عنوان عوامل موثر در تکامل مغز، کاهش یافت. استفاده از آتش برای پخت غذا: انسان تنها موجودی است که آتش را به خدمت گرفته واز آن برای پخت غذا استفاده کرده است. بسیاری مواد خام قابل خوردن نیستند، در دستگاه گوارش هضم نشده و مواد مغذی آنها جذب نمیشوند. آتش اما این امکان را پدید آورد که مواد غیر قابل خوردن یا غیر قابل هضم و جذب به رژیم غذایی انسان وارد شوند. به این ترتیب انسان توانست با استفاده از آتش از مواد مغذی موجود در محصولات گیاهی و جانوری بهره بیشتری ببرد، امری که در رشد مغز او تاثیر بسزایی داشت. انرژی مصرفی مغز: مصرف مواد سرشار از پروتئین، چربی، ویتامین و مواد معدنی که برای رشد و تکامل مغز و سایر اندامها لازم بود، انرژی بیشتری را برای انسان فراهم آورد و متقابلا مغز بزرگتر و پیچیدهتر انسان نیاز به انرژی بیشتری پیدا کرد. در انسان، حدود ۵۲ درصد از انرژی بدن به مصرف مغز میرسد در حالی که در سایر نخستیها حدود ۸ درصد و دیگر پستانداران حدود ۳ تا ۴ درصد از انرژی مصرفی صرف فعالیت مغز میشود. این تفاوت بسیار بزرگ بین انسان و سایر پستانداران نقش تغذیه را در رشد و تکامل مغز انسان بخوبی توضیح میدهد. تکامل روندی پویاست، از عواملی چون ژنتیک، محیط و برآیند این دو بر هم طی اعصار طولانی تاثیر میپذیرد و متوقف نمیشود. بسیاری از محققان بر این باورند که تکامل مغز انسان پایان نپذیرفته اما پیشبینی این که سیر تکامل انسان و بویژه مغز او به کدام سمت خواهد رفت، کاری دشوار است.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۵ساعت 8:17  توسط ملکپور
|
سلامت، اصلیترین نعمتی است که خداوند به بشر ارزانی داشته و حفظ سلامت،
علاوه بر اینکه زمینهساز داشتن یک زندگی خوب برای هر فرد محسوب میشود،
بهترین قدردانی از نعمتهای خداوند و شکرگذاری خواهد بود.
کارشناسان و صاحبنظران حوزه بهداشت و درمان اعتقاد دارند که روزها و ایامی برای هر فرد، دورانی طلایی محسوب میشود. دورهای که اگر با توجه به استانداردهای تعریف شده، طی شود، سلامت فردی تضمین میشود. هر فرد در دوران زندگی، 1000 روز طلایی دارد که اگر اصولی را در این ایام مد نظر قرار دهد، زندگی سالمی خواهد داشت. روزهای طلایی عمر هر فرد، شامل دوران زندگی قبل از تولد و دو سال نخست زندگی هر فرد است. این 1000 روز، به عنوان ایامی حساس و طلایی در زندگی هر فرد شناخته شده و نقش بی نظیری در آینده فرد اجتماع و کشور دارد. دانشمندان، اقتصاددانان و کارشناسان بهداشت و درمان برجسته، ارتقاء تغذیه در طول 1000 روز طلایی را یکی از بهترین سرمایه گذاری هایی میدانند که میتوان برای رسیدن به پیشرفت و توسعه پایدار در سلامت انجام داد. یک کودک از هر چهار کودک در سراسر جهان به علت سوء تغذیه، زندگی را در شرایط بسیار نامساعدی آغاز می کند اما، ما میتوانیم این را تغییر دهیم؛ شیرخوارانی که چیزی جز شیر مادر از زمان تولد تا شش ماه نخست عمر خود دریافت نمیکنند، بهترین شروع برای زندگی را دارند. تغذیه انحصاری با شیر مادر برای شیرخواران را تغذیه مطلوب , تمام آنچه را که کودک برای رشد سالم و تکامل مغز نیاز دارد، در شیر مادر فراهم میشود، همچنین کودکان در برابر عفونتهای تنفسی، بیماریهای اسهال واگیر، بیماریهای خطرناک و چاقی و بیماریهای غیرواگیر مانند دیابت محافظت میشوند.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۵ساعت 8:17  توسط ملکپور
|
فرارو- امروزه
شاهد واقعیتی در جامعه ایران هستیم که شاید با نگاهی ریاضی وار عجیب
بنماید. آن واقعیت این است که اگرچه میزان رفاه نسبی مردم در شرایط کنونی
نسبت به چند دهه قبل افزایش یافته و امکانات زندگی نیز بیشتر شده است، اما
سطح رضایت مردم از زندگی کاهش یافته است. یعنی اگر از مردم سوال شود که
اکنون رضایت بیشتری از زندگی دارند یا چند دهه قبل، شاید اکثر آنها از
گذشته بیشتر به نیکی یاد کنند. این در حالی است که در گذشته مردم به لحاظ
رفاه در شرایط سخت تری زندگی می کردند. چرا علی رغم افزایش رفاه مردم، میزان رضایت آنها از زندگی افزایش نیافته است؟ عامل اصلی، نابرابری های چشمگیر ایجاد شده است دکتر حسین راغفر استاد دانشگاه و کارشناس مسائل اقتصادی در گفتگو با فرارو گفت: «اصلی ترین دلیل کاهش رضایت مردم از زندگی نسبت به چند دهه قبل نابرابری های چشمگیری است که طی این مدت ایجاد شده است.» وی ادامه داد: «اگرچه جامعه ایران پیش از این نیز مصرف گرا بود اما طی این مدت این مصرف گرایی افزایش یافته است. البته در دهه اول انقلاب شاهد یک چرخش جدی در رفتار عموم مردم در مصرف، همزیستی و نوعی همدلی و هم دردی با یکدیگر هستیم که بخشی از آن به دلیل مسئله جنگ و آثار آن در جامعه بود.» وی افزود: «اما در دهه بعد به تدریج از این ارزش ها دور شدیم و مناسبات اجتماعی پولی شد و مناسبات بازار و کالایی شدن بر همه پدیده های زندگی غلبه یافت که باعث شد ارزش و احترام افراد در جامعه بر حسب قدرت خرید و موقعیت اقتصادی آنها تعریف و تبیین شود.» این استاد دانشگاه اظهار کرد: «این موضوع باعث بروز نوعی چشم و هم چشمی در مقیاس های گسترده شد. گروههای مرجع در طبقات مختلف اجتماعی بسیار متنوع شدند و باعث شد جمعیت بسیار بزرگی از مردم بازنده های این محصول اقتصادی کشور شوند و گروه قلیلی جزء برنده ها شوند که سبک زندگی کاملا متفاوتی از آنچه که پیشتر وجود داشت به نمایش گذاشتند که عامل اصلی بسیاری از اضطراب های منزلتی در میان گروههای مختلف شد.» وی ادامه داد: «از آنجا که ملاک های موفقیت در جامعه ملاک های مصرف گرایی شده است افراد برای آنکه نشان دهند انسان های شکست خورده ای نیستند ناگزیرند نشان دهند متعلق به طبقه اجتماعی ای فراتر از آن چیزی هستند که به آن تعلق دارند. این موضوع اصلی ترین منشاء اضطراب های روحی و روانی ناشی از منزلت اجتماعی است که بر اساس موقعیت اقتصادی و الگوهای مصرفی افراد تبیین و تعریف می شود.» وی افزود: «همانطور که عنوان شد اصلی ترین عامل بروز این مسئله نابرابری های بزرگی است که یک دهه بعد از انقلاب شکل گرفت که در مقاطعی تبدیل به گسست شده و حتی می توان گفت تبدیل به نوعی گسل های اجتماعی شده است که اضطراب و حتی نوعی خصومت و بددلی میان گروههای مختلف اجتماعی را پدید آورده است و همه اینها اضطراب هایی را رقم زده که موجب رضایت از مصرف بیشتر شده است.» ![]() اما دکتر امان الله قرایی مقدم استاد دانشگاه و جامعه شناس در گفتگو با فرارو گفت: «مردم ایران اصولا نوستالوژیک و گذشته نگر هستند و به همین دلیل همه عنوان می کنند «سال، سال، دریغ از پارسال» که این موضوع یک امر فرهنگی است.» وی ادامه داد: «به همین دلیل با وجود بهبود شرایط زندگی مردم در تمامی حوزه ها و به خصوص بهداشت بازهم مردم عنوان می کنند از گذشته رضایت بیشتری دارند. به طور مثال در زمینه بهداشت که شاید مهمترین شاخص باشد اکنون میزان امید به زندگی در ایران نسبت به چند دهه قبل افزایش قابل توجهی داشته است.» وی افزود: «امکان حضور در دانشگاه، میزان کالری مصرف شده توسط مردم، میزان امکانات رفاهی، وضعیت تامین اجتماعی، سهولت ارتباطات مخابراتی و رفت و آمد نسبت به چند دهه قبل افزایش داشته اما باز هم مردم گمان می کنند گذشته بهتر بوده است. این در حالی است که جامعه ما در خاورمیانه و آسیای میانه و حتی نسبت به ترکیه پیشرفت بیشتری کرده است و به طور مثال به لحاظ متوسط عمر شرایط بهتری دارد.» قرایی مقدم گفت: «دلیل دیگر عدم آگاهی مردم از اوضاع و احوال جهان است. یعنی با اینکه چشم انداز جامعه وسیع شده اما این چشم انداز کاذب است چراکه مبتنی بر تصور و خیال است. به قول رابرت مرتون اهداف زیادی برای مردم ایجاد شده و چون به همه این اهداف نمی رسند نمی توانند به رضایت برسند و لذا قدر عافیت را نمی دانند. اما اگر مردم شرایط خود را به صورت علمی با گذشته مقایسه کنند می بینند شرایط امروز به شدت بهبود یافته است.» وی ادامه داد: «دلیل دیگر تبلیغات کشورهای غربی است که یک مدینه فاضله را برای مردم ایران نشان می دهند و لذا توقعات مردم به صورت کاذب بالا رفته است. اما در جوامع توسعه یافته همچون فرانسه رضایت مردم در شرایط کنونی کمتر از مثلا دهه 20 یا 50 میلادی نیست هرچند مردم همیشه احساس نوستالوژیک دارند. مردم فرانسه اطلاعات دارند و مقایسه می کنند و کشوری هم علیه آنها تبلیغات نمی کند.»
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۵ساعت 13:14  توسط ملکپور
|
زنجبیل گیاهی مملو از انواع ویتامین ها و مواد معدنی است که به درمان سردردهای اتفاقی کمک می کند. بیش از ۲۰۰۰ سال است که در طب چین از زنجبیل برای درمان دردهای گوارشی استفاده می شود. زنجبیل به طورطبیعی به شکل ریشه رشد می کند و به اشکال گوناگون قابل خوردن یا نوشیدن است و برای پیشگیری از چندین بیماری مورداستفاده واقع می شود. زنجبیل حاوی منیزیم، روی، و کروم است که موجب افزایش جریان سالم خون می شود، و در عوض از سرد شدن، تب و عرق کردن بیش از اندازه بدن جلوگیری می کند. به منظور کاهش درد و التهاب همچون آسپرین و ایبوپروفن عمل می کند. از اینرو برای درمان سردرد، چای زنجبیل می تواند مفید باشد. بعلاوه مصرف زنجبیل به از بین رفتن حالت تهوع کمک می کند. محققان به ۸۰ دانشجوی افسری دریایی ۱ گرم پودر زنجبیل یا دارونما دادند. در طول مدت ۴ ساعت سفر دریایی، آنهایی که زنجبیل مصرف کرده بودند حالت تهوع کمتری را گزارش کردند. زنجبیل با مقابله با رسوبات چربی که معمولا در عروق خونی مشاهده می شود، به بهبود سیستم ایمنی بدن هم کمک می کند، عفونت های باکتریایی معده را کاهش می دهد و با سرفه های بد یا سوزش و خارش گلو مقابله می کند. در بسیاری از زنان، مصرف زنجبیل می تواند به تسکین دردهای شکمی دوره عادت ماهانه نیز کمک کند. همچنین تاثیر این داروی گیاهی در کاهش التهاب و حالت تهوع دوره بارداری اثبات شده است.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۵ساعت 13:13  توسط ملکپور
|
هر
یک از ما هر روز تقریبا 10 تا 12 ساعت از زندگی خود را به کار اختصاص
میدهیم. زمان آن است که از خود بپرسیم «آیا این همان کاری است که میخواهم
انجام دهم یا کاری است که باید انجام دهم؟» ما هر روز ساعت 6:30 صبح از
خواب بیدار میشویم، همه روز کار میکنیم. به سر کار میرویم و برمیگردیم و
این پروسه همچنان تکرار میشود. از خودمان یک سوال ساده بپرسیم «آیا من در
کنترل زندگی هستم یا زندگی در کنترل من است؟» زمان آن است که از روزمرگی
رها شوید و به خود قدرت دهید تا به آنچه میخواهید برسید. به گزارش سلامت نیوز، انجام فعالیتهای زیر باعث بهتر شدن روز کاری شما میشود و در کار و زندگیتان پیشرفت حاصل خواهد شد تا بتوانید از طریق ایجاد تعادل، راندمان کاری بهتری نیز داشته باشید. هفت اصل مهم که به شما قدرت میدهند کنترل زندگی خود را دوباره در دست بگیرید عبارتند از: استعداد: به معنی استعدادی است که در شخصیت شما وجود دارد یا به عبارتی نیروی درونی که شما را به حرکت وا میدارد و سرعت زندگی. این اصل یک پرسش را مطرح میکند «چقدر فشار را بر خود تحمل میکنید؟» شاید به شما گفته باشند که از لحاظ رفتاری «نوع A» هستید. این یعنی احتمال دارد که زیر فشار دائمی باشید و کل زندگی را در رقابت ببینید و اینکه باید نسبت به خودتان و دیگران سختگیر باشید. اگر از «نوع A» هستید، میخواهید همه کارها را سریع و به شکل وظیفهگر اتمام کنید و در این حالت کار برای شما با سرعت و انرژی بالایی مدیریت میشود. در این صورت با توجه به وسواسی که برای انجام کارها وجود دارد شاید وقتی برای تفکر و تعمق و اینکه به کجا میخواهیم برسیم، وجود نداشته باشد. تناسب اندام: این اصل به شرایط کلی سلامت بدنی شما میپردازد و اینکه رژیم غذاییتان چقدر به این سلامتی و تناسباندام کمک میکند. همیشه در خدمت کار بودن ممکن است باعث شود از سلامتی خود غافل شوید. بالاخص اگر از ساعت 9 صبح تا 5 عصر پشت میز مینشینید. در این صورت کمتر احتمال دارد که زمانی را به ورزش کردن اختصاص دهید یا پیادهروی کنید. برای آنکه تعادل میان کار و زندگی وجود داشته باشد به این موضوع فکر کنید که چگونه میتوانید گامهای مستحکمتری در جهت سلامت و تناسب اندام خود بردارید و دستکم حداقلها را انجام دهید تا قوی و سالم بمانید. رژیمهای تناسب اندامی را انتخاب کنید که در آن ورزش هفتگی گنجانده شده باشد. تغذیه و رژیم غذایی: چه میخورید و آنچه میخورید چقدر سالم است. آیا یک رژیم سالم و مغذی دارید؟ بیشتر افراد از نیازهای کلی و خاص خود درباره رژیم غذاییشان آگاه نیستند و فقط غذاهایی را میخورند که از آن لذت میبرند، بدون توجه به تاثیر آن بر بدنشان. برای داشتن تعادل میان کار و زندگی باید در رژیم غذایی هم تعادل وجود داشته باشد. پس روی این مساله برنامهریزی و سازماندهی داشته باشید. درباره آن مطالعه کنید و یک رژیم سالم را انتخاب کنید که بتوانید آن را ادامه دهید و به عادت غذایی شما تبدیل شود. سلامت فردی: ممکن است بهعنوان فردی که زیاد کار میکند بدن خود را نادیده بگیرید و آن قدر به وضعیت خود بیتوجه باشید تا تبدیل به یک مشکل جدی شود. ممکن است به وزن، رژیم غذایی و سلامت فیزیکی خود کمتوجهی کنید و به اندازه کافی استراحت نکنید. برای ایجاد تعادل مناسب میان کار و زندگی باید به بدن خود اهمیت بدهید. برای این کار از کنار گذاشتن یک یا دو عادت نامناسب که به سلامتیتان ضرر میرساند شروع کنید مثلا ترک سیگار، کافئین یا الکل. تعادل احساسی: این به آن معناست که چقدر به سلامت ذهنی و احساسی خود اهمیت میدهید. پرسشی که در این اصل مطرح میشود این است که «آیا من اغلب اوقات از لحاظ احساسی، حس خوبی دارم؟» آیا تاکنون احساس کردهاید هر روزی که میگذرد «چالشی برای غلبه کردن» است؟ این مساله میتواند روی فراست و درونبینی شما اثر منفی بگذارد. برای داشتن تعادل میان کار و زندگی فکر کنید که چگونه مسائل را آسانتر بگیرید و از زندگی خود راضی باشید و زندگی را به منزله یک «تجربه جدید» ببینید. با نزدیکتر بودن به دیگران میتوان احساس راحتتری داشت. سعی کنید با وقایع زمانی که رخ دادهاند روبهرو شوید و به استقبال اتفاقات بد نروید. درک کنید که سخت است بتوان حس نگرانی را متوقف کرد. خودآگاهی بیشتری کسب کنید. خودآگاهی اغلب اولین قدم برای داشتن تفکر مثبت است. عادات احساسی و کنترل آن: به احساسات و اندیشههای درونی خود گوش دهید. سپس تا حدی که لازم است زندگی و محیط پیرامون خود را کنترل کنید تا به آن درجه از کنترل که مطلوب است برسید. نگران این نباشید که دیگران درباره شما چگونه فکر میکنند یا اینکه همیشه باید همه کارها را «درست» انجام دهید. اگر این اثر ادامه پیدا کند امکان دارد از لحاظ احساسی حالت فرار به خود بگیرید یعنی مثلا از نگرانی در سکوت به نشان دادن آشکار ناراحتی خود (یا حتی نشان دادن خشم) روی بیاورید. باید اتکا به نفس خود را بالا ببرید تا در زندگی روی خودتان کنترل داشته باشید. در این صورت هم در محیط کار راحتتر خواهید بود، هم عیبهای خود را راحتتر میپذیرید و هم راحتتر میتوانید از دیگران کمک بخواهید؛ بدون آنکه احساس خشم داشته باشید. تعادل میان کار و زندگی: اصول فوق به این موضوع میپردازد که نسبت به کار خود چه احساسی دارید و درباره نحوه مدیریت و کنترل آن چگونه فکر میکنید نه اینکه کار شما را مدیریت و کنترل کند. بعضی از افراد کار را « اجباری» میدانند و معتقدند باید آن را «تحمل» کرد و تا جایی که بتوانند از آن فراریاند. نباید اجازه دهید مشکلات کاری روی زندگی خوبی که خارج از محیط کار دارید، اثر بگذارد. کار را به بهعنوان یک بخش چالشبرانگیز و جالب زندگی خود ببینید که میتوانید هر آنچه میخواهید از آن بهدست آورید؛ بدون آنکه اجازه دهید بر زندگی عادیتان چیره شود. شما حق انتخاب دارید یا کاری که از آن لذت میبرید پیدا کنید یا آن را طوری تغییر دهید که انجام آن با رضایت بیشتری برایتان به همراه باشد. هر جا امکان هرگونه تغییر برای دید مثبتتر شما وجود دارد آن را انجام دهید. اگر این هم امکانپذیر نبود، فکر کنید چه قدمهایی میتوانید بردارید که همه چیز را با هم تغییر دهید.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۵ساعت 13:11  توسط ملکپور
|
چه عواملی باعث میشوند یک مدیر بزرگ بهوجود آید؟ با وجود اینکه اجزای اصلی رهبری سازمان در همه جا یکسان است (قضاوت درست، حفظ یکپارچگی و مهارتهای انسانی) اما موفقیت کامل در رهبری سازمان نیازمند مولفههایی است که خاص هر فرهنگ باشد.
دلیل اصلی این امر آن است که فرهنگها از لحاظ تئوریهای مفهومی در رهبری سازمان با هم تفاوت دارند، یعنی همان باورهای پنهان درباره ظرفیتهایی که افراد باید از خود نشان دهند تا بهعنوان رهبر سازمان پذیرفته شوند. بسته به ویژگیهای مختلف فرهنگی، روشهای مدیریتی معمول یا گرایش های رفتاری شما میتواند برایتان یک سرمایه یا یک نقطه ضعف بهحساب بیاید.
بهعبارت دیگر، رهبری خوب در سازمان تا حد زیادی میتواند اینگونه تعبیر شود: «شخصیت مناسب در مکان مناسب»: تحقیقات نشان دادهاند که تصمیمگیری رهبران سازمانها، نحوه برقراری ارتباط در آنها و گرایشهای تاریک و مبهم در آنها تحتتاثیر منطقه جغرافیایی که در آن کار می کنند قرار میگیرد. در این قسمت به مرور 6 نوع رایج از مدیریت میپردازیم که برخی از این یافتهها را نشان میدهد.
مدیر همگام: کار را تا آخر دنبال کردن و آن را به سرانجام رساندن در منطقههایی مثل آسیای شمال شرقی (مثلا سرزمین اصلی چین، کره جنوبی و ژاپن)؛ اندونزی، تایلند، امارات متحده عربی و بخش بزرگی از آمریکای لاتین (مکزیک، برزیل، کلمبیا، شیلی) بهعنوان درونمایه اصلی رهبری سازمانی حائز اهمیت بسیار زیادی است. چنین رهبرانی با هدف ارتقای جایگاه سازمان بهدنبال اجماع و اتفاقنظر در تصمیمگیریها هستند و دیگران را همواره در فرآیندی قرار میدهند که با اشتیاق کار کنند. نتیجه این امر آن است که چرخه کسبوکار طولانی مدتتر خواهد شد.
اما وقتی همه بر سر یک موضوع به توافق رسیدند، کار باید سریع تمام شود وگرنه ممکن است خطر به هم خوردن توافق بهوجود بیاید. این دسته از مدیران تمایل دارند محتاط باشند و تمرکزشان بیشتر روی تهدیدهای بالقوه است و نه پاداشهای بالقوه.
مدیر فرصتطلب: رهبرانی که خودشان شروعکننده کار هستند و درباره چگونگی رسیدن به اهداف از خود انعطاف نشان میدهند. چنین رهبرانی که کم و بیش فردگرا هستند، از طریق ایجاد ابهام پیش میروند. با این حال به چنین افرادی توصیه میشود مرتبا با اعضای تیم در ارتباط باشند تا اطمینان حاصل کنند که دیگران می توانند با وجود تغییر برنامهها به کار خود ادامه دهند. مدیران فرصتطلب تمایل دارند که در جهت جاهطلبی خود ریسک کنند. بیشتر در کشورهای آلمان و شمال اروپا این مدیران دیده میشوند.
مدیر مستقیم – رو به جلو: در بعضی مناطق، کارمندان از مدیران خود انتظار دارند که با مسائل بهطور صریح و مستقیم روبهرو شوند. در آسیای شمال شرقی و کشورهایی مثل هلند، ایجاد ارتباط بیش از حد در رده مدیریت چندان خوشایند و جذاب نیست – افراد تمایل دارند که شما دقیقا به موضوع اشاره کنید. به همین خاطر رهبران وظیفهگرا در این منطقه ارجحیت دارند. جلسات از قبل برنامهریزی نشده برای مرور کارآیی با روسا در این مناطق بسیار رایج است و مدیران رفتارهای نامطلوب را به محض مشاهده از طرف اعضای تیم گوشزد میکنند. رهبران مستقیم – رو به جلو از لحاظ فرهنگ جمعی چندان حساس نیستند.
مدیران دیپلماتیک: در بعضی کشورهای خاص، دقت در ارتباطات و ارائه پیام دقیق، نه فقط در جهت کنار آمدن با یکدیگر بلکه برای حرکت رو به جلو نیز بسیار مهم است. در کشورهایی مثل نیوزیلند، سوئد، کانادا و بیشتر بخش های آمریکای لاتین کارمندان ترجیح میدهند با روسایی کار کنند که قادر باشند در حیطه کسبوکار بهطور خوشایند و دوستانه گفتوگو کنند. لازم است برخورد سازنده توام با همدلی وجود داشته باشد. از رهبران در این مناطق انتظار میرود پیوسته عکسالعملهای مخاطبان را طی جلسات و گفتوگوها رصد کنند. این گونه مدیران طرز صحبت کردن خود را طوری تنظیم میکنند که در گفتوگو خوشبرخورد و مهربان باشند. ایجاد ارتباط مستقیم به شکل غیرضروری نامناسب و ناملایم بهنظر میرسد. رهبران دیپلماتیک تمایل دارند مودب و دلپذیر باشند.
مدیران «چاپلوس به بالادستیها / پشتپازن به پاییندستیها»: زمانی که تاکید و اولویت سازمان بر رتبه و درجه است، مدیران نوظهور تمایل پیدا می کنند مهارتهای خاص مقابلهای را توسعه دهند. کار رهبران سازمان این است که فرامین را از بالا دریافت کنند و آن را از طریق کارمندان رده پایینتر انجام دهند. اگر همیشه همین روش را دنبال کنند، این ویژگی که میتوانند نقطه قوت باشد احتمال دارد که تبدیل به روش مدیریتی «چاپلوسی بالادستیها / پشتپازدن به پاییندستیها» شود که از ویژگیهای آن میتوان به تمکین و تسلیم بیش از حد یا توجه ناگهانی به جزئیات در زمان گزارشدهی به مقامات بالاتر و صدور بخشنامههای آتشین یا سازشناپذیری در زمان دستور دادن به زیردستیها اشاره کرد. هرچند این شیوه چندان جذاب نیست، اما این دست از مدیران بیشتر در کشورهای خاصی(ترکیه، امارات متحده و عربستان) تحمل میشوند.
مدیران منفعل – تهاجمی: برخی از مدیران بهخصوص تحت استرس بدبین و بیاعتماد میشوند و سرانجام دست به مقاومت پنهان میزنند. این گونه عکسالعملها اغلب زمانی اتفاق میافتد که افراد مجبور میشوند هدفی را دنبال کنند یا کاری را انجام میدهند که در آن موفق نمیشوند یا آن کار یا هدف منطقی به نظر نمیرسد، هرچند همکاری کردن بهطور آشکار و در عین حال داشتن کمی تردید میتواند برای مناسبات گروه مفید باشد، اما چنین رفتارهایی میتواند گاه مانع انجام کار شود.
رهبران با این نوع مدیریت بیشتر در اندونزی و مالزی پذیرفته شده هستند که بهنظر میرسد این روش مدیریت مانع پیشرفت آنها نمیشود. مدیران منفعل – تهاجمی انتقادگر و بیمیل هستند. از قضا، بیزاری آنها نسبت به برخورد و کشمکش، خود باعث ایجاد تضادها و برخوردهای بزرگتری میشود. قطعا هر کسی میتواند شیوه رهبری خود را با محیط و زمینه مربوط به آن تنظیم کند.
با این وجود، این کار نیاز به سعی و تلاش زیاد در جهت مقابله با گرایشهای طبیعی و استعدادهای ما و همچنین مقابله با عادتهایی که ترک آنها مشکل است دارد.ضمنا مهم است که فرهنگ سازمان مدنظر قرار گیرد که این امر نیز نیاز به تحلیلهای ریزبینانه در جهت شناخت ویژگیهایی دارد که باعث رسیدن به موفقیت یا مانع از رسیدن به آن میشوند.
منبع: دنیای اقتصاد
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۵ساعت 13:9  توسط ملکپور
|
جشن تولد کودکان، یکی از مهم ترین عوامل اجتماعی شدن آنان در جامعه است. خانواده ها با برگزاری چنین مراسم هایی تعادل و تعامل شخصیتی، رفتاری و روانی را به فرزند خود می آموزند و در عین حال از فشارها و یکنواختی های زندگی می کاهند. کودکان نیز در محیط جشن تولد، ارتباط موثری با اعضای خانواده و اقوام برقرار کرده و ضمن یادگیری مهارت های ارتباطی به آرامش و امید به زندگی سوق می یابند.
برای کنترل برخوردهای پرخاشگرایانه و ناهنجاری های دوران کودکی بهترین روش تربیت و مراقبت از کودکان جشن تولدها و میهمانی های دوستانه است. روان شناسان معتقدند هر چقدر یک خانواده فرزندان بیشتری داشته باشد به همان اندازه شانس برگزاری جشن تولدهای متعدد را دارد و از این نظر شادتر از دیگر خانواده ها به زندگی ادامه می دهد.
: «برخی خانواده ها به جشن تولد به عنوان یک پدیده مصرفی نگاه می کنند و همواره سعی دارند با خرید هدایای مهیج فرزند خود را شاد کنند، در صورتی که جشن تولد همیشه ریشه در عقاید، باورها و سنت ها دارد، از این رو بچه ها در چنین محیطی به ارتباط گرفتن با همسالان خود بیش از دریافت هدیه علاقه نشان می دهند.»
«جشن تولد برای کودکان یک پدیده و فرصت اجتماعی است در نتیجه سعی می کنند خود را اثبات کرده و مانند بزرگترها ایفای نقش کنند. آنها در چنین شرایطی کار گروه را می آموزند و با مفهوم مشارکت آشنا می شود.»
تاثیر معجزه جشن تولد بر سلامت اجتماعی کودکان
جشن تولد تاثیر شگرفی در بهبود رفتارها و برخوردهای کودکان با والدین و اطرافیانشان دارد. مطالعات تحقیقاتی نشان می دهد کودکان در جشن تولد سیگنال های مثبتی از ذهن خود دریافت می کنند که این امر به چالاکی، قدرت اراده و تمایل به برقراری دوستی های بیشتر می انجامد. این انرژی به راحتی از بین نمی رود بلکه از فرزند به پدر و مادر منتقل شده و در زمان کوتاهی تاثیرات مطلوبی بر رفتارهای اجتماعی او در تعامل با خانواده و جامعه می گذارد.
معجزه جشن تولد ارتباط مسالمت آمیز خانواده و فرزند را برقرار خواهد کرد، از این رو کودکان نیز فرصت می یابند مهارت های خود را بالا برده و برای انجام کارهای مثبت و اثرگذار تلاش کنند. به نظر محققان علوم شناختی هیچ جایگزینی برای جشن تولد وجود ندارد، زیرا این کار به شکل دقیق و آرمانی کودکان را تربیت و از پیچیدگی های رفتاری و اخلاقی آنان می کاهد.
«جشن تولد ساده ترین راه تربیت کودکان است. هر قدر جشن تولدهای یک خانواده بیشتر باشد به همان اندازه بچه ها رفتار بهتری در برخورد با همسالان و بزرگترهای خود پیدا می کنند و کمتر با خطرات اجتماعی مواجه می شوند.»
«بسیاری از کودکان آفریقای مرکزی و شرق خاورمیانه به دلیل فقر اقتصادی از چنین فرصتی محروم هستند، در نتیجه گاه می بینیم که هیجان های خود را در گروه های تبهکاری و باندهای بزهکاری تخلیه می کنند. پس نتیجه می گیریم جشن تولد به عنوان عاملی برای شاد زیستن سهم انکار ناپذیری در ایجاد سلامت اجتماعی خانواده و امنیت جامعه ایفا می کند.»
چگونه یک جشن تولد سالم برگزار کنیم؟
برای برپایی یک جشن تولد خوب، سالم و خاطره انگیز باید به این نکات توجه کنیم.
۱. بچه ها تا چهار سالگی قادر به تشخیص لحظه های با ارزش خود نیستند و از سوی دیگر چندان نمی توانند دوستی های پایداری با همسالان خود داشته باشند. بهتر است تا قبل از چهار سالگی جشن تولدهای آنان را در خانه و جمع های کوچک برگزار کرده و بعد از آن میهمانی های گروهی بگیرید.
۲. به جشن تولد فرزندان خود هم چون یک میهمانی رسمی نگاه کنید. بهتر است میهمانان خود را با کارت دعوت کنید و از آنها بخواهید برای احترام متقابل به شما کارت را همراه خود بیاورند.
۳. از میهمانان خود با خوراکی های ساده پذیرایی کنید. در جشن تولد کودکان تنقلات و کیک بیشتر از شام اهمیت دارد. آنها را باسلیقه و وسواس انتخاب کرده و سهم هر یک را به اندازه کافی مشخص کنید. بهتر است در این مواقع نوشیدنی های طبیعی و میوه ها را جایگزین نوشابه های گازدار و خوراکی های شور کنید.
۴. نیمی از شادی های جشن تولد به تزئینات محیطی مراسم مربوط می شود. برای این کار می توانید از کاغذهای رنگی براق و چراغ های رشته ای استفاده کنید. قبل از هر کاری نظر فرزند خود را جویا شوید و از او بخواهید به شما در انجام این کار کمک کند. به این ترتیب مشارکت گروهی شکل گرفته و به مرور تداوم می یابد.
۵. فرزند خود را به میهمانان معرفی کنید و از او بخواهید درباره قابلیت ها، توانمندی ها و ابتکارات خود با حاضران صحبت کند. این کار اعتماد به نفس فرزند شما را بالا می برد و به او شخصیت می دهد. در پایان سخنرانی تازه واردها را به هم معرفی کنید.
یادمان باشد آنچه در ذهن بچه ها از یک مراسم جشن تولد باقی می ماند لبخندی است که بزرگ ترها و میهمانان به آنها هدیه می دهند. این لبخندها نیروی بازدارنده ای دارند که بچه ها را در محیط اجتماعی حفظ می کند. جالب است بدانید خیلی از بچه هایی که در جشن تولدهای بیشتری حاضر می شوند، لاغرتر از دیگران هستند زیرا شادی های خود را با فعالیت جسمی بیشتر آمیخته کرده و حتی گاهی برای بیشتر بازی کردن خوراکی های کمتری مصرف می کنند.
+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم مرداد ۱۳۹۵ساعت 9:11  توسط ملکپور
|
دلیل زیاد عرق کردن
تعریق یكی از كارهای طبیعی بدن است كه به تنظیم درجه حرارت بدن كمك میكند. اما تعریق بیش از اندازه فایده خاصی ندارد و غالباً باعث شرمساری و مشكل در ارتباطات اجتماعی میشود، زیرا عرق زیاد باعث بوی بد یا خیس شدن و شوره ی روی لباس میگردد.
![]()
1- گرما و رطوبت هوا
هنگامی که هوا گرم باشد، غدد عرق شروع به فعالیت می کنند و عرق ترشح می کنند. عرق کردن، روش طبیعی بدن برای خنک کردن خود است.
وقتی عرق از سطح پوست تبخیر شود، گرمای بدن را می گیرد. ولی هنگامی که هوا مرطوب است، شما احساس گرمای بیشتری می کنید، زیرا در هوای مرطوب عرق از روی پوست تبخیر نمی شود.
2- عصبانی شدن
هنگامی که عصبانی هستید، هورمون های استرس زا آزاد می شوند که موجب افزایش ضربان قلب و فشار خون می شوند و دمای بدن را بالا می برند که موجب عرق کردن می شود.
عصبانی شدن در برخی مواقع طبیعی است، اما وقتی که همیشه و به طور منظم عصبانی شوید، می تواند نشانه ای از مشکل باشد.
عرق کردن، روش طبیعی بدن برای خنک کردن خود است 3- ورزش کردن عرق کردن در اثر ورزش خوب است. هنگامی که عرق می کنید، مقدار مایعات بدن کم می شود. پس در این مواقع و به خصوص در هوای گرم، بهتر است آب و مایعات بنوشید.
به یاد داشته باشید که قبل، حین و بعد از ورزش کردن به مقدار نیاز آب و مایعات بنوشید تا دچار کم آبی بدن نشوید. این روش باعث می شود که دمای بدن تغییر محسوسی نکند و ورزش را خوب انجام دهید.
![]()
4- تحت استرس و فشار عصبی بودن
استرس، عصبانیت و خجالت می تواند دلیلی برای عرق کردن باشد. فشار روحی باعث فعالیت غدد عرق در کف دست ها و پاها می شود. به این دلیل است که هنگام عصبی بودن، دست ها می لرزند.
5- تب
هنگام تب، مغز درجه حرارت بدن را کمی بالا می برد. وقتی مغز درجه حرارت را افزایش می دهد، شما احساس سرما و لرز می کنید. این احساس تب و لرز برای این است که بدن برای ورود میکروب ها در حال دفاع می باشد.
هنگامیکه تب برطرف شد و دمای بدن به 37 درجه طبیعی رسید، شما احساس گرما می کنید و عرق می نمایید. عرق کردن باعث خنک شدن بدن می شود.
6- بیمار شدن دلیلی برای عرق کردن
عرق کردن فقط به دلیل تب نیست. تعریق می تواند نشانه وجود آنژین (درد قفسه سینه)، حمله قلبی، عفونت، دیابت و پرکاری غده تیروئید باشد. برخی امراض از قبیل: سرطان و ایدز، می تواند باعث تعریق شبانه گردد. اگر شما بدون هیچ دلیلی عرق می کنید، به پزشک مراجعه کنید.
7- قهوه
در صبح نوشیدن یک فنجان قهوه، می تواند شما را بیدار کند و باعث تعریق گردد. قهوه باعث افزایش تعریق به دو طریق می شود:
- کافئین قهوه موجب تحریک سیستم عصبی مرکزی می گردد و این خود باعث فعال شدن غدد عرق می شود.
- گرمای بدست آمده از نوشیدنی گرم، باعث گرم شدن بدن و تعریق می شود.
![]()
8- غذاهای تند
غذاهای تند و ادویه دار، گیرنده های عصبی را تحریک می کنند و بدن فکر می کند که گرم است و عرق می کند.
9- یائسگی
در طی یائسگی، ترشح کم هورمون استروژن بر هیپوتالاموس و دمای بدن اثر می گذارد و باعث گرگرفتگی خانم یائسه می شود. این مهم نیست که چقدر هوا سرد است، گرگرفتگی باعث می شود که احساس کنید در درونتان یک کوره روشن است.
برای دفع گرمای اضافی، رگ های خونی در پوست گشاد می شوند و غدد عرق را وادار به فعالیت می کنند. با این کار احساس برافروختگی در شما کم می شود.
10- مصرف زیاد الکل
مصرف الکل، باعث گشاد شدن رگهای خونی در پوست و افزایش تعریق می شود.
11- عوارض جانبی برخی داروها
تعریق یکی از عوارض جانبی داروها می باشد، از جمله: داروهای ضد افسردگی، داروهای غیراستروئیدی ضد التهاب ( NSAIDs)، داروهای فشار خون، داروهای سرطان و برخی داروهای دیابت.
![]()
12- سیگار کشیدن
نیکوتین موجود در سیگار باعث آزاد شدن ماده استیل کولین در بدن می شود. استیل کولین، غدد عرق را تحریک می کند و باعث افزایش ضربان قلب، فشار خون و دمای بدن می شود.
13- عاشق شدن
هنگامی که شما عاشق می شوید، مغز شما موادی همانند آدرنالین ترشح می کنند. این مواد به نام مواد شیمیایی عشق شناخته شده اند. این مواد باعث افزایش ضربان قلب، تعریق کف دست و دیگر علائم می شوند.
14- بارداری
هورمون های ترشح شده در طی بارداری و افزایش سوخت و ساز بدن می تواند باعث تحریک غدد عرق و افزایش تعریق می گردد.
در این دوران باید مایعات کافی بنوشید تا بدن شما و جنین در معرض کمبود آب نباشند.
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم مرداد ۱۳۹۵ساعت 10:6  توسط ملکپور
|
قدرت سازمانی، دوست داشتنی اما مخرب!
پدیده قدرت و شیوه توزیع آن در خانواده، مدرسه، سازمانهای مختلف و دولتها، اساس و ارتباط بین اعضای آنها را مشخص میکند. سازمان بهعنوان یک جامعه کوچک دارای پدیده قدرت است، قدرت در تصمیمگیری و اینکه چه کسی در موقعیتهای مختلف فرمان دهد که چگونه عمل شود. سوگیری در داشتن قدرتبیشتر، از مواردی است که میتواند سازمانها را در سرازیری سقوط قرار دهد. صرفنظر از ساختار تصمیمگیری و شیوه توزیع قدرت در سازمانها، برای تصمیمگیری درست نیاز به اطلاعات حداقلی وجود دارد.
آیا اطلاعات کافی وجود دارد؟
در سالهای اخیر حجم اطلاعات ورودی سازمانها بسیار افزایش یافته است به همین دلیل شرکتهایی نیز بهوجود آمدهاند که از «کلان داده» خروجیهای مناسب و اطلاعاتی ناب برای سازمانهای سفارشدهنده تهیه میکنند، ولی موضوع به این سادگی نیست و بهدلیل سرعت منسوخیت، اطلاعات نیز روایی خود را بسیار سریعتر از گذشته از دست میدهند و تقریبا میشود گفت اطلاعات دریافتی برای تصمیمگیری سازمانها، قابلیت استفاده در کوتاهمدت دارد و در بیشتر موارد تنها اطلاعات سوخته باقی میماند، اصطلاحی که تازه در دنیای سازمانها بهوجود آمده این است که اطلاعات زنده بسیار نادر و تقریبا موجود نیست، هر چند با ایجاد رشتههای جدید دانشگاهی در زمینه آیندهپژوهی قدمهای بزرگی برای همین چالش بشری و سازمانها برداشته شده است اما از آنجا که آینده به طرز بیسابقهای به زمان حال نزدیک شده است، پدیده پیشبینی به سختترین و چالشیترین فعالیت سازمان تبدیل شده است.
قدرت سازمانی
موضوع قدرت سازمانی و شیوههای توزیع آن در کتاب سوم تافلر و در مبحثی با عنوان «کارمند خودمختار» پرداخته شده است. او معتقد است مدیران سازمانها اگر به ماندگاری مجموعه خود علاقهمند هستند، باید طی فرآیندی بخش قابل توجهی از قدرت خود را به کارکنان واگذار کنند و آنها را در اداره سازمان مشارکت دهند. تافلر البته به عدم استقبال مدیران، بهرغم ضرورت مشارکت کارکنان نگاه نقادانهای دارد و میگوید آنها به راحتی آن را نمیپذیرند. رویکرد مدیریت سنتی از گذشته تاکنون این بوده است که به کارمندان اجازه ورود به حوزه قدرت در سازمان داده نشود و معمولا این رویکرد تمام رفتار کارکنان مشارکتجو را به بنبست میکشاند.
چرا مشارکت؟
الزام زمانی و قدرت مهارنشدنی بازار رقابت پس از گذشت سالها از گفتار تافلر، باعث شده تا مدیران در چنین شرایطی مجبور شوند از مشارکت کارکنان بهره بگیرند. مثلا آمریکاییها چند سال پیش اعلام کردند هر خودرو تویوتا که تولید میشود، بهطور میانگین 3500 دلار ارزانتر از مشابه آمریکایی آن تمام میشود به همین دلیل 17 درصد سهم بازار خودروی آمریکا را تویوتا کسب کرده است. این موضوع چگونه اتفاق افتاده است؟ سایت تویوتا موضوعی افتخارآمیز را عنوان کرده است: طی 40 سال گذشته 200 میلیون پیشنهاد بهبود و اصلاح از سوی کارکنان دریافت شده است، مشارکت کارکنان مزیتی را متولد کرده است تا شرکت خودروسازی تویوتا فراتر از رقبا عمل کند.
از سوی دیگر کارکنان هم کارکنان سابق نیستند که فقط چشم بگویند و مجری باشند. آنها رشد کردهاند و مطالبه قدرت میکنند و سهم میخواهند. لذا آن فشار بیرون در امر رقابت، همراه با فشار داخلی از سوی کارکنان زمینههای جابهجایی قدرت را الزامآور کرده است. سازمانهایی که کارکنانشان را به مشارکت میگیرند، همزمان با افزایش توانمندی کارکنان، ماندگاری شرکت را نیز تضمین میکنند.
یک نمونه تجربی ایرانی
طی تحقیقی که چند سال پیش به همت دکتر بهزاد ابوالعلایی پدر منابع انسانی نوین در ایران انجام شد، مهمترین تغییرات کارکنان امروزی نسبت به کارکنان 10 سال پیش بررسی شد و اینکه کارکنان امروزی در زمینه روحیات، انتظارات و عملکرد چه تفاوت بزرگی با کارکنان گذشته دارند. نتایج بسیار جالب توجه بود:
کارکنان امروزی انتظارات و توقعات بیشتری دارند. ترقیخواه و افزونطلبند. حرمت و احترام بیشتری میخواهند. عجول و تیزبینترند. باهوشتر و باسوادتر شدهاند. پایبندی سازمانی کمتری هم دارند. سازمان را محلی برای امرارمعاش میدانند. خود را مدیون سازمان نمیدانند. دوست دارند مشارکت کنند. طالب حضور در صحنه هستند. میخواهند یاد بگیرند. بیانضباطتر شدهاند. برخوردهای خشک را نمیپذیرند. ابهام را نمیپذیرند. انتظار رشد شغلی دارند. بیش از قدیمیها پرسش میکنند. دوست ندارند بگوییم چرا انجام بده و چگونه انجام بده و تعداد دیگری از پاسخها که با همین تعابیر بود. سپس از مدیران پرسیده شد، حال که معتقدید کارکنان نسبت به گذشته تغییر یافتهاند، مدیران چگونه باید رفتار خود را تغییر دهند تا بتوانند بهرهوری منابع انسانی را افزایش دهند. پاسخ مدیران به این پرسش نیز بسیار نقاط مهم و کلیدی داشت:
1- باید به کارکنان امروزی تفویض اختیار بیشتری کرد.
2- تبدیل مدیریت آمرانه به مدیریت مشارکتی و ایجاد سبک رهبری سازمان مناسب.
3- فرصت بیشتری برای نوآوری کارکنان بهوجود آورد.
4- به ایده آنان احترام گذاشت و استفاده از خرد جمعی اولویت سازمان باشد.
5- باید اهمیت بیشتری به شخصیت و نیازهای روحی کارکنان داد.
6- فرصت رشد برای کارکنان را باید پدید آورد.
در تحقیق دیگری که هزاران اروپایی مورد بررسی قرار گرفتند و در کتاب «مدیری که انتخاب میشود» نتایج آن به چاپ رسید، سوال مورد نظر اینگونه پرسیده شد: اولین ویژگی مدیر مطلوب خود را چگونه برآورد میکنید؟ سهم بیشتر جوابها این بوده که ای کاش مدیر من «استعدادیاب» باشد. یعنی بتواند استعداد کارکنان را کشف کند و در جهت ترقی آن باشد. این نتایج لزوم توجه بیشتر به آموزش کارکنان، تلاش برای هنجار شدن انتقال اطلاعات دیروز و امروز و فردای سازمان به کارکنان و کشف استعدادها در ارائه راهحلهای بدیع برای نجات شرکت را نشان میدهند.
پارادوکس انتقال قدرت
در این رویکرد کارکنان باید پیشنهاد بدهند و توجه داشته باشند برای پیشنهاد دادن باید اطلاعات داشته باشند. البته نمیشود که اطلاعات نزد مدیران باشد آنگاه از کارکنان بخواهیم که ایده بدهند! تافلر میگوید: جابهجایی در قدرت، موضوعی است که مدیران زیر بار آن نمیروند! قبلا نیازهای آموزشی را مدیران تشخیص میدادند، دستور طراحی دورههای آموزشی را میدادند و به کارکنان میگفتند در این دورههای آموزشی شرکت کنید. این در حالی است که باید کارکنان خودشان نیز نیازهای آموزشی خود را اعلام کنند. تا دیروز مدیران کارکنان را ارزیابی میکردند اما امروز کم کم کارکنان نیز مدیران را ارزیابی میکنند. اینکه گروهی از کارگران، سرپرست را از میان خود انتخاب کنند این توانمندسازی بر مبنای برنامهریزی تعاملی است که در آن مدیر همراه با کارکنان برنامه را مرور میکنند و با هم به نتیجه میرسند.
آنها عملکرد دوره گذشته را بررسی و راه بهبود را پیدا میکنند. راسل ایکاف در کتابی به نام «برنامهریزی تعاملی» به موضوع جالبی اشاره میکند: محصول اصلی فرآیند برنامهریزی، برنامه نیست، محصول اصلی رشد کارکنان است و محصول دوم آن برنامه است. هر جا به پرسنلی بهجز کار موظف، امکانی برای تصمیمگیری، برنامهریزی، کنترل و البته اظهارنظر بدهیم آن به معنی توانمندسازی است. چرا بعضی از مدیران از تفویض اختیار و تقسیم قدرت با دیگران میترسند؟ پاسخ را در دو جمله میتوان بیان کرد: چون ضعیف هستند و قدرت را دوست دارند.
مدیر در نقش ماشین چمنزنی
دو نوع قدرت در سازمان وجود دارد، یکی قدرت جایگاه سازمانی است که معمولا وقتی کسی منصوب به شغلی میشود، قدرت آن جایگاه را پیدا میکند اما قدرت دیگری به نام قدرت شخصی نیز وجود دارد، این قدرت بهدلیل داشتن اطلاعات، نفوذ، تجربه، تخصص و مرجعیت، کاریزما و مقبولیتی است که فرد دارد و دیگران ندارند.
بعضی مدیران مانند ماشین چمنزنی عمل میکنند، هر جا میبینند کسانی دارند قد میکشند و سری در بین سرها در میآورند، بهدلیل ترس از دست دادن قدرت آنها را کوتاه میکنند! باید به مدیران توصیه کرد که اگر میخواهید تقسیم قدرت با کارکنان از قدرت جایگاه شما نکاهد باید به قدرت شخصی خود بیفزایید. تئوری بازی به نام تئوری مجموع صفر وجود دارد که بعضی از مدیران فکر میکنند قدرت دادن به کارکنان از تئوری مجموع صفر پیروی میکند و با دادن قدرت به کارکنان، قدرت آنها کم میشود در حالیکه با تفویض قدرت به مرئوس رئیس قدرتمندتر میشود. اگر مدیری به کارکنان قدرت دهد و آن قدرت در جهت موفقیت بیشتر سازمان استفاده شود، اعتبار و افتخار و قدرت آن مدیر به مراتب بیشتر میشود.
تئوری دیگری به نام بلوغ روانی و فکری (maturing) وجود دارد که بالندگی هم نامیده میشود. این تئوری کارکنان را از نظر بلوغ و بالندگی در یک سطح نمیداند و پیشنهاد میکند باید برای هرکس به تناسب بلوغی که دارد قدرت داده شود و تعریف از توانمندسازی را تناسب بین بلوغ فرد و تصمیمگیری میداند. در همین زمینه دکتر کریس آرجریس هفت خصوصیت را برای تمیز دادن و غربال کارکنان معرفی میکند.
1- فعال بودن (Active)، در مقابل(passive)، کسی که منتظر است که دیگری او را حرکت دهد.
2- مستقل (Dependent) و با اعتماد به نفس در مقابل وابسته که منتظر است ببیند دیگران چه میگویند و چه میکنند.
3- مساواتطلب (Subordination)، در مقابل مرئوسطلب.
4- دورنگر در مقابل کوتاهنگر
5- خلاق، کسی که راهحلهای متعدد برای مسائل دارد. در مقابل کسی که راهحلی ندارد یا فقط یک راهحل برای یک مساله دارد.
6- عمیق، با ارتباطات ژرف، در مقابل کسانی که ارتباط سطحی دارند و دمدمیمزاج هستند.
7- خودآگاه و مسوولیتپذیر، در مقابل کسی که کارهای نیمهتمام دارد و نمیتواند کاری را که پذیرفته تمام کند.
مدیران برای ارتباط با کارکنان با سطوح مختلف بلوغ میتوانند پنج سبک مختلف داشته باشند:
1- گوینده باشند (Telling) وقتی کارکنان بالغ نیستند. که معمولا در ماههای ابتدایی یک سازمان که دوره تولد و طفولیت است باید بسیار دیده شود.
2- فروشنده (Selling) باشند، مدیر تلاش میکند تا بالاخره کالا را بفروشد، یعنی مدیر کارمند را توجیه و قانع میکند که چه کاری باید انجام دهد.
3- مشاور باشند (Consultant) و نظر بگیرد ولی تصمیم نهایی را خود مدیر میگیرد.
4- با کارکنان متحد باشند (Join) و جمعی تصمیم بگیرند.
5- تفویض اختیار کنند (Delegation) و واگذاری تصمیم به کارکنان را سبک ارتباطی خود قرار دهند.
شایستگی مدیران و تقسیم قدرت
همانطور که اشاره شد مدیرانی که سطح علمی کمتری دارند یا از شایستگیهای لازم برای شغل خود بهره کمتری میبرند عملا با ممانعت از توزیع قدرت، سازمان را به ناکارآمدی نزدیک میکنند، به همین دلیل سازمانهای موفق دنیا در اعلام شایستگیهای مورد نظر در مدیران شرایط ورود آنها را تحت کنترل قرار میدهند (compidenty model). مثلا سازمان ملل که یک نهاد بینالمللی است، با فهرست شش خصوصیتی که منتشر کرده است شرایط مدیران در سازمان ملل را مشخص کرده است و باید شش خصوصیت فوق را داشته باشند، شرکتBP، 9 قابلیت را برای مدیران ارشد خود در نظر گرفته است، شرکت فورد 12 شایستگی در این باره اعلام کرده است و ناسا 20 قابلیت و شایستگی را برای مدیران خود مهم و حتمی میداند.
بنابراین با بررسی اینکه چه شایستگیهایی میتواند مدیران سازمان شما را، به رویکردی عقلایی رهنمون کند، باید دو کار بزرگ انجام دهید:
نخست اینکه شرایط حداقلی ورود مدیران به سازمان را مشخص کنید.
و دوم اینکه مشکل توزیع قدرت بین همکاران را با مدیران توانمند به حداقل برسانید. در ادامه این نوشتار به موارد دیگری از آنچه استراتژیستها باید بدانند، خواهیم پرداخت.
پرویز نصرتی کردکندی : دنیای اقتصاد
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم مرداد ۱۳۹۵ساعت 8:42  توسط ملکپور
|
همه ما در استفاده از توالتهای عمومی احتیاط میکنیم و پس از استفاده از آنها دستهای خود را چندینبار میشوییم. اما هر روز از وسایلی استفاده میکنیم که بسیار آلودهتر از سرویسهای بهداشتی هستند. با زومیت همراه باشید تا ۱۰ مورد از آلودهترین وسایلی که مرتب در حال استفاده از آنها هستید را بشناسید و با راههای تمیز کردن آنها آشنا شوید.
۲. میز شمامیز شما نه کمی کثیفتر، بلکه ۱۰۰ برابر کثیفتر از صندلی توالت است! اگر شما هم مانند بسیاری فراموش کنید که این سطح را تمیز کنید، آلوده میشود و میکروبها در آن رشد میکنند. برای جلوگیری از رشد این میکروبها، هفتهای یکبار با مواد ضدعفونی کننده سطح آن را پاک کنید.
۳. دکمههای آسانسوراکثر ما در آپارتمانهایی زندگی میکنیم که چندین طبقه هستند و مجبوریم از آسانسور استفاده کنیم و چندین بار در روز دکمههای آسانسور را میفشاریم؛ این دکمهها ۴۰ برابر بیشتر از یک توالت باکتری دارند! زیرا این دکمهها عمومی هستند و افراد بسیاری از آن استفاده میکنند. از آنجاییکه پاک کردن دکمههای آسانسور با یک دستمال خیس، ممکن است عجیب و غیر عادی به نظر برسد، به شما توصیه میکنیم که هنگام استفاده از آسانسور، دستکش بپوشید، تا زمانی که دکمههای طبقات را میفشارید، باکتریهای موجود روی دکمهها به دستان شما انتقال نیابد.
4.تخته برش آشپزخانهدکتر چارلز جربا میگوید: از آنجایی که بسیاری از مردم، بعد از استفاده از تخته برش خود، تنها آن را در زیر آب میگیرند، بر روی اینتختهها ۲۰۰ برابر میکروب بیشتری نسبت به توالت وجود دارد! شارون فرانک مدیر بخش آشپزخانه موسسه بهداشتی ٰGood Housekeeping توصیه میکند که بعد از استفاده از تخته برش برای خرد کردن گوشت یا مرغ، آن را در محلول حاوی مواد ضدعفونی کننده، خیس کنید.
۵. صندلی ماشین کودک
۶. فرش خانه شمانرم، گرم و ....پر از میکروب؟ فرش شما حجم زیادی از باکتری و میکروب را در خود گنجانده است. چیزی در حدود ۴۰۰۰ برابر بیشتر از باکتریهایی که در توالت خانه شما وجود دارد. به همین دلیل شما باید حداقل هفتهای یکبار فرش خانه خود را جارو برقی بکشید.
۷. کیف پول شماکیفی که پول خود را در آن نگه میدارید، احتمالا میکروبهای بسیاری در خود جای داده است. تحقیقات نشان میدهد که ۲۰ درصد از کیف پولها، ۱۰ برابر آلودهتر از صندلی توالت هستند. کثیفترین قسمت کیف، دسته آن است. جنس کیف شما تعیین کننده نحوه شستشوی آن است اما برای پارچه و چرم توصیه میشود که کمی صابون صورت را در ۲ لیوان آب گرم حل کنید و یک پارچه نرم آغشته به این محلول را روی کیف خود بکشید.
۸. پولاسکناسها و سکهها در همه جا میچرخند و همراه خود میکروبها را جمع کرده و به همه جا منتقل میکنند. براساس یک تحقیق در دانشگاه نیویورک، هر اسکناس، ۳۰۰۰ نوع باکتری روی سطح خود دارد. هیچ پاککنندهای برای تمیز کردن پول وجود ندارد و به همین دلیل بهتر است به جای پول، از روشهای دیجیتال و کارتهای اعتباری استفاده کنیم.
۹. صفحه کلید شمازمانی که با صفحهکلید کار میکنید، تمام میکروبهای جهان در سر انگشتان شما جمع نمیشوند، اما احتمالا باکتریهای کولای و استافیلوکوک به دستان شما منتقل میشوند. برای تمیز کردن صفحهکلید، آن را برگردانید تا تکههای غذا از میان دکمههای آن خارج شود، سپس با یک دستمال ضدعفونی کننده، آن را تمیز کنید تا میکروبها از صفحه کلید شما خارج شوند.
۱۰. یخهای موجود در رستورانهاتمام رستورانها شبیه به هم نیستند، اما براساس تحقیقات دیلیمیل، از هر ۱۰ رستورانی که مورد آزمایش قرار گرفته، ۶ رستوران یخهایی با میزان باکتری بیش از آنچه که در توالت وجود دارد، داشتند! شاید بهتر باشد دفعه بعدی که به یک رستوران فستفود رفتید، در نوشابه خود یخ نیندازید!
منبع goodhousekeeping
+ نوشته شده در سه شنبه پنجم مرداد ۱۳۹۵ساعت 7:53  توسط ملکپور
|
ر برخوردهای اولیه تنها معیار افراد برای شناخت شما،
نکاتی است که از ظاهرتان دریافت میکنند. در برخی موارد ما زمان زیادی
نداریم تا صلاحیت خود را اثبات کنیم، پس بهتر است که از چند اصل پیروی کرده
تا بتوانیم در گامهای اولیه صلاحیت ظاهری خود را به طرف مقابل نشان دهیم و
البته این نکته را فراموش نکنیم که گامهای بعدی، وابسته به دانش و
توانایی فرد است. برداشت مردم از شخصیت شما تنها در چند ثانیه شکل میگیرد، این لزوما عادلانه نیست اما واقعیت دارد. مخصوصا در محیطهای حرفهای، چیزی که شما دوست دارید در مدت کوتاهی نشان دهید، با صلاحیت بودن شماست که نیاز به دانش، مهارت و توانایی شما دارد. خوشبختانه روشهایی وجود دارد که بتوانید به محض اینکه در یک مصاحبه قرار گرفتید، چه با مشتری، همکار یا رئیس، این حس که شما برای انجام اینکار شایسته هستید را، به طرف مقابل انتقال دهید. حتی گاهی افراد میتوانند به محض تماشای عکس شما این موضوع را دریابند. در اینجا هفت روش ساده برای اینکه خود را لایق نشان دهید، وجود دارد. ۱.سریع صحبت کنید اگر شما حرفی برای گفتن دارید، پس آن را سریع بگویید در یک مطالعه، محققان دانشگاه بریگهام یانگ از ۲۸ دانشجو خواستند تا به صدای ضبط شده از ۶ نفر گوش دهند. این صداهای ضبط شده کندتر یا تندتر از صدای معمولی افراد شده بود. دانشآموزان داوطلب به صداهایی که سریعتر شده بودند، رای بیشتری برای شایستگی آن افراد دادند و به همین ترتیب صداهای کند شده رای کمتری دریافت کرد. ۲. آراسته باشیدمحققان میگویند آراسته بودن باعث شایستهتر به نظر رسیدن افراد میشود. در سال ۲۰۱۱ نانسی اتکاف، سرپرستی یک مطالعه در دانشگاه هاروارد را بر عهده داشت. در این مطالعه ۲۶۰ فرد بزرگسال عکسهایی از ۲۵ زن با آرایشهایی متفاوت را تماشا کردند. این عکسها به ۴ گروه تقسیم میشد؛ یعنی یک چهارم این عکسها تصاویری بدون آرایش بودند، گروه بعدی کمی آرایش داشتند ولی چهرههایشان طبیعی به نظر میرسید، گروه دیگر کمی بیشتر از آرایش طبیعی و آرایشی حرفهای داشتند و گروه آخر هم آرایشی پر زرق وبرق یا بیشترین آرایش را داشتند. همانطور که معلوم است، شرکتکنندگان بیشترین رای به عنوان توانمندترین افراد را به گروه سوم و چهارم که آرایشی کامل داشتند، دادند. ۳. درخواست مشاوره کنیداحتمالا میترسید که سوال یا درخواست کمک شما را نادان جلوه دهد. اما تحقیقات اخیر مدرسه بازرگانی هاروارد نشان میدهد که سوال کردن یا درخواست مشاوره میتواند شما را شایستهتر نشان دهد. در یک آزمایش در دانشگاه هاروارد به ۱۶۰ دانشجو یکسری وظایف کامپیوتری داده شد و به آنها گفته شده بود کارِ خود را با همگروهیهایشان که وظایفی مشابه داشتند، تطبیق دهند. وقتی کار تمام میشد، همگروهی یکی از این دو جمله را میگفت: "امیدوارم که کار خوب پیش رفته باشد."یا اینکه "امیدوارم که کار خوب پیش رفته باشد، شما توصیهای ندارید؟" همانطور که مشخص است، دانشجویان به همگروهیهایی که درخواست مشاوره کرده بود، رای بیشتری مبنی بر شایستگی دادند و همگروهیهایی که راهنمایی نخواسته بودند، رای کمتری به دست آوردند. محققان بیان میکنند که وقتی کسی از شما درخواست کمک و راهنمایی میکند، در حال تایید هوش و تجربه شما است و شما هم متقابلا حسی خوب نسبت به طرف مقابل پیدا خواهید کرد. ۴. اگر نقش رهبری گروه را دارید، با دیگران مشاوره نکنید در حالی که درخواست کمک و راهنمایی میتواند شما را توانمندتر نشان دهد، یک مطالعه در سال ۲۰۱۵ نشان داد که درخواست راهنمایی از سوی مدیران و رهبران به ویژه یک رهبر مرد، میتواند او را بیصلاحیت جلوه دهد. پژوهشگران از ۲۵ دانشجوی بازرگانی خواستند تا به سوالاتی در رابطه با تجربیاتشان پاسخ دهند. این سوالات در زمینه تجربیات در جسارت یک رهبر بود. دانشجویان در چالشهایی مانند کوهنوردی در قطب جنوب و بالا رفتن از آتشفشانی در اکوادور شرکت کردند و به نوبت رهبری روز را برعهده داشتند. محققان از دانشجویان خواستند که به رفتار هر رهبر در هر روز امتیاز دهند، بعضی از دانشجویان به این سوال که رهبر چند بار تقاضای کمک و راهنمایی کرد پاسخ دادند و دانشجویان دیگر به این سوال که رهبر تا چه حد دارای صلاحیت است، جواب دادند. نتیجه به دست آمده به این صورت بود که راهنمایانِ مردی که بیشتر درخواست کمک کرده بودند، رای کمتری دریافت کردند که نشان میداد صلاحیت کمی برای رهبری دارند، و در مقابل رهبرانی که درخواست کمی برای کمک کرده بودند، از نظر دانشجویان افرادی لایق برای رهبری بودند. ۵. کمی سرد برخورد کنیدما معمولا در اولین ملاقات، افراد را بر مبنای دو ویژگی اصلی قضاوت میکنیم؛ خونگرمی و شایستگی. ولی آیا ممکن است که بتوان به هر دو صفت امتیازی بالا داد؟ یک مطالعه در سال 2009 توسط روانشناسان بلژیکی و آمریکایی نشان میدهد افرادی که خونگرمتر هستند، به عنوان افرادی با توانمندی کمتر در نظر گرفته میشوند. حدود ۸۰ دانشجوی دوره لیسانس در یک دانشگاه آمریکایی توصیفاتی در رابطه با گروههای مختلف خواندند. هر گروه یکی از این چهار ویژگی را داشت؛ خونگرم و دارای صلاحیت بالا، صلاحیت بالا و خونگرمی کم، صلاحیت کم و خونگرمی بالا و صلاحیت کم و خونگرمی پایین. به شرکتکنندهها گفته نشد که کدام گروه خونگرم یا لایق هستند، در عوض توصیفاتی که معرف هر گروه بودند را دریافت کردند. از شرکتکنندهها خواسته شد که به هر گروه تعدادی صفت اختصاص دهند، نتیجهها نشان داد گروههایی که شایستگی بالا داشتند، امتیاز بالایی در صلاحیت و امتیاز پایینی در خونگرمی دریافت کردند. ۶. عکس گرفته شده از فاصله دور را در صفحه پروفایلتان قرار دهید اگر شما در حال انتخاب یک عکس برای صفحه فیسبوک یا لینکدین خود هستید، بهتر است عکسی را انتخاب کنید که درآن چند قدم دورتر از دوربین ایستادهاید. در آزمایشاتی متعدد با صدها شرکت کننده که در سال ۲۰۱۵ به عمل آمد، محققان به این نتیجه رسیدند که ۱۸ مرد به عنوان افرادی شایسته، قابل اعتماد و جذاب در نظر گرفته شده بودند. این نظرها در حالی بود که عکسهای گرفته شده از این افراد، در فاصله و زاویه مناسبی بود. ۷. سعی کنید صورتتان در عکسها عریضتر به نظر برسدتحقیقی که در دانشگاه نیویورک و دانشگاه کانکتیکات در سال 2015 منتشر شد، نشان داد که لایق به نظر رسیدن کاری آسان نیست و دلیل آن برداشت افراد از میزان صلاحیت شماست، دستکم زمانی که این صلاحیت تا حدی وابسته به ظاهر و توانایی فیزیکی است و ساختار صورت شما در این میان نقشی مهم بازی میکند، این کار آسان نیست. در این مطالعه از شرکتکنندگان خواسته شد تا به عکس چندین مرد نگاه کنند. چهره تعدادی از این مردان به صورت دیجیتالی دستکاری و تغییر داده شده بود تا عریضتر به نظر برسند. از شرکتکنندگان خواسته شد که افرادی را انتخاب کنند که از نظر آنها در یک مسابقه وزنهبرداری، برنده خواهند شد. (احتمالا انتخاب آنها بر مبنای توانایی بدنی یا شایستگی ظاهری بوده است.). مردانی که چهرههایی عریض و گستردهتر داشتند، به عنوان افرادی که توانایی بردن یک مسابقه وزنهبرداری را دارند، انتخاب شدند. از آنجا که نمیتوانید ساختار صورت خود را تغییر دهید ( اینکار بدون جراحی زیبایی امکانپذیر نیست)، شما میتوانید از فتوشاپ کمک بگیرید تا کمی صورت خود را عریضتر از آنچه که در واقعیت است نشان دهید. البته اینکار تنها برای نشان دادن صلاحیت شما در برخورد اول یا زمانی است که معیار انتخاب شدنتان، یک عکس است. در اینجا با روشهایی آشنا شدید که میتواند شما را در لحظات و جلسات اول، توانمند جلوه دهد، همانطور که گفته شد، برای اثبات شایستگی، عمل افراد است که در جلسات بعدی حرف اول را میزند، پس بهتر است در کنار یادگیری این روشها، روی مهارتها و تواناییهای خود کار کنید. منبع businessinsider ترجمه: زومیت
+ نوشته شده در سه شنبه پنجم مرداد ۱۳۹۵ساعت 7:51  توسط ملکپور
|
نیای تغذیه و خوراکی ها حقیقتا دنیای عجیب و بسیار
خوشمزهای است. البته گاهی برخی دوستانی داریم که با انواع و اقسام خوراکی
ها و غذاها و نوشیدنی ها میانهی خوبی ندارند و معمولا در یک گریز ناگزیر
از خوراکی ها برای رسیدن به رژیم های مختلف غذایی هستند. اما هیچ فرقی نمیکند که عاشق غذا و خوراکی باشید یا فراری از آن! خواندن این مطلب در هر سن و جایگاه و جنسیتی که هستید به شما توصیه میشو! شاید دلتان بخواهد بدانید دینامیت از بادام زمینی درست میشود و آب نارگیل به عنوان پلاسمای خون استفاده میشود. با ما همراه باشید و این ۲۰ مورد جالب را بخوانید. ۱. هر اونس خوراکی مغذی تا ۱۰ برابر بیشتر از یک اونس هله هوله هزینه دارد. ۲. مرغ امروز ۲۶۶ درصد بیشتر از ۴۰ سال قبل چربی دارد. ۳. یک جایگزین غذا به نام "سویلنت” وجود دارد که هدف از تولیدش این است که تمام نیازهای غذایی روزانه را تامین کند.
۴. میتوان آب نارگیل را (در مواقع اضطراری) به عنوان جایگزین پلاسمای خون به کار برد. ۵. هر سال تقریبا نیمی از خوراکیهای دنیا دور ریخته میشود.
۶. هویج در اصل بنفش بودهاست.
۸. پنیر خوراکیای است که بیشترین آمار سرقت را دارد. ۹. دانشمندان میتوانند کرهی بادام زمینی را به الماس تبدیل کنند.
۱۰. یک فرد در امریکا در طول عمرش بهطور متوسط ۳۵ تن خوراکی میخورد. ۱۱. هند در دنیا پایینترین میزان مصرف گوشت را در ازای هر نفر دارد. ۱۲. دینامیت با بادام زمینی درست میشود.
۱۳. هیچ خوراکیای وجود ندارد که همهی نیازهای غذایی یک انسان را تامین کند، به جز شیر مادر. ۱۴. غذای هواپیما خیلی خوشمزه نیست چون حس بویایی و چشایی ما ۲۰ تا ۵۰ درصد ضعیف میشود. ۱۵. اسکیموها برای محافظت خوراکیهایشان از یخ زدگی از یخچال استفاده میکنند.
۱۶. خوردن فست فود بهطور مرتب همان تاثیر هپاتیت را روی کبد دارد. ۱۷. در امریکا آلرژی کودکان به خوراکیها هر سال حدود ۲۵ میلیارد دلار امریکا هزینه دارد.
۱۸. حتی فکر کردن به یک خوراکی مورد علاقه باعث تحریک ترشح دوپامین میشود، همان هورمون احساس خوب که هنگام رابطهی جنسی و مصرف مواد مخدر نیز تولید میشود.
۱۹. در امریکا ۴۹ درصد بزرگسالان یک ساندویچ در روز میخورند. ۲۰. شیشههای نوتلایی که در یک سال فروخته میشود برای ۸ بار پوشاندن دیوار چین کافی است.
منبع:factslides ترجمه: سایت بازده
+ نوشته شده در سه شنبه پنجم مرداد ۱۳۹۵ساعت 7:50  توسط ملکپور
|
ا بالا رفتن دمای هوا و تشدید گرما ضرورت دارد از راهکارهای کمکی برای کاهش دمای بدن بهره ببریم.
به گزارش ایسنا، کارشناسان به افراد توصیه میکنند برای آنکه در هوای گرم کمتر آسیب ببینند موارد زیر را در نظر بگیرند: - مصرف مقدار زیادی از مایعات فراموش نشود. - از قرار گرفتن در معرض نور مستقیم خورشید خودداری شود. - انجام فعالیتهای جسمی در ساعات گرم روز توصیه نمیشود. همچنین کارشناسان اظهار میکنند روش کلی برای خنک شدن، پایین آوردن دمای سطح بدن در حد امکان است. هر چه وسیلهای که برای خنک کردن استفاده میکنید سردتر باشد و سطح بیشتری از بدن را در برابر آن قرار دهید، سریع تر دمای بدن کاهش مییابد. این کار را میتوان با دوش گرفتن با آب سرد یا قرار دادن حوله سرد و یخ روی بدن انجام داد. به گزارش روزنامه گاردین، زمان ورزش کردن که نمیتوان تمام سطح بدن را خنک نگه داشت، سرد نگه داشتن دستها، صورت و پاها موثر است. هر چند در صورتی که فرد دچار گرمازدگی باشد هیچ روشی غیر از غوطه ور شدن در آب نمیتواند تاثیرگذار باشد. علائم گرمازدگی شامل احساس خستگی، ضعف، رنگ پریدگی، سردرد، حالت تهوع، استفراغ و نشانههای دیگر هستند.
+ نوشته شده در سه شنبه پنجم مرداد ۱۳۹۵ساعت 7:49  توسط ملکپور
|
محققان چه میگویند؟
گرت آر جونز Gareth R.jones استاد دانشگاه تگزاس در کتاب تاثیرگذار خود به نام «تئوری سازمانی، طراحی و تغییر» مفاهیم زیادی را با جو سازمانی مرتبط دانسته است ولی از نظر او جو سازمانی متاثر از ابعاد زیراست. 1- جو سازمانی با میزان تعارض و ابهام در سازمان نسبت معکوس دارد و هرچه در سازمان تعارض بالا باشد، جو سازمانی به همان اندازه مناسب نیست. 2- هرچه چالشهای سازمان گسترده باشد و تنوع شغلی زیاد باشد احتمال مناسبنبودن جو سازمانی بیشتر است. 3- نقش رهبری سازمان در تسهیل کارها و حمایت از کارکنان و قبول ریسک اشتباهات آنها نسبت مستقیمی در بهبود فضای سازمان دارد. 4- افراد سازمانی هر مقدارحرفهای فکر کنند و نقش مثبت خود را با روحیه بالا انجام دهند، سازمان میتواند فضای مناسبتری داشته باشد. 5- هرقدر مشاغل کارکنان استانداردتر باشد و شرح وظایف کارکنان نزدیک به شرایط انجام آن باشد، فضای سازمانی مناسبتر خواهد شد. دکتر گولمن Goleman با همکاری گروهی از محققان پس از بررسی و مطالعه نزدیک به چهار هزار پاسخ مدیران، نتیجه گرفتند که جو سازمانی به ۶ عامل کلیدی بستگی دارد: انعطافپذیری: درجه آزادی کارکنان در انجام ریسک و نوآوری و چگونگی ضوابط و مقررات سازمانی که در انجام آزادانه فعالیتها تاثیر میگذارد. مسوولیتپذیری: چقدر کارکنان نسبت به مسوولیتی که دارند اشراف دارند و آن را درک کردهاند. استانداردها: کارکنان چه میزان به استانداردهای کارکردی و ظرفیت تحمل فشارهای سازمانی برای بهبود عملکرد خو گرفتهاند. پاداش: چه میزان پرداخت پاداشها به عملکرد کیفی افراد وابسته و با عدالت همراه است. شفافیت مسیر: چه میزان ارکان جهتساز سازمان که ترکیبی از رسالت، مأموریت سازمان و چشمانداز است به شکل کاملا شفافی ترسیم شده است. تعهد: اهداف مشترک سازمان و کارکنان چقدر نزدیک است و چه میزان تعهد و مسوولیتپذیری در کارکنان برای اهداف سازمان وجود دارد. خانم لیمن نیز در مصاحبه با هزاران کارمند صد شرکت برتر نتیجه گرفت، عوامل ایجادکننده سازمانهای متعالی در مولفههای اعتبار، احترام، عدالت، افتخار و صمیمیت قرار دارد که هریک نیز به عوامل دیگری بستگی دارند که در شکل یک این وابستگی را میبینید. سه متغیر اول عوامل استخراج شده مفهوم اعتماد را بیان میکند به این معنی که کارکنان به سطح بالایی نسبت به سه موضوع زیر واکنش مثبت دارند و در ایجاد فضای مناسب بسیار کارساز است: ۱- نقش رهبری خوب مدیران در سازمانی که در آن کار میکنند. ۲- دوست داشتن کاری که وظیفه دارند، انجام دهند. ۳- کیفیت ارتباطی که با همکاران خود دارند در سطحی دوستانه باشد. شاخصهای اصلی فضای سازمانی در نمودار با چند شاخص دیگر معرفی میشوند: 1- اعتبار: این عامل بیانگر نگرش کارکنان در مورد مدیریت سازمان است و خود با سه عامل زیر شناسایی میشود: ارتباطات: ارتباطات غیررسمی و دو سویه به این مفهوم که هم مدیران با کارکنان و هم کارکنان با مدیران بهطور غیررسمی ارتباط دارند. قابلیت: به این معنی که مدیریت چگونه در هماهنگی منابع، احساس مسوولیت، خلق ارائه چشماندازی روشن از عملکرد سازمان و نقشهراه برای دستیابی به آن موفق باشد و عملکرد مدیریت به نوعی باشد که کارکنان به صلاحیت و شایستگی او اعتماد پیدا کنند. صداقت: به معنای قابلاعتماد بودن، شفافبودن و رفتار اخلاقی که مدیریت در کنار ارتباطات دوسویه، با رفتاری صادقانه، کارکنان را به خود جلب میکند. ۲- احترام: این عامل بیانگر میزان اهتمام مدیریت به نیازهای روحی و شخصی کارکنان است و سه عامل تعیینکننده به شرح زیر دارد: حمایت: به معنی قدردانی مدیر از کارکنان خود و ایجاد فرصتها و تمهیداتی برای رشد و پرورش آنان. مشارکت: جویا شدن از دیدگاههای کارکنان و درگیر کردن ذهنی آنان در فعالیتهای سازمان و حل مساله. توجه: یعنی علائق فردی کارکنان خارج از نیازهای شغلی آنها، مورد احترام باشد. 3- عدالت: میزان رفتار منصفانه و توام با عدالت نیز با سه عامل زیر تعریف میشود که جملگی به نحوه برخورد عادلانه سازمان با اقشار مختلف و پرهیز از تبعیض دلالت دارند: برابری: به معنی پرداخت حقوق و مزایای عادلانه و نگاه یکسان به همه کارکنان بهعنوان عضوی از سازمان. بیطرفی: به این معنی که بیطرفی در تصمیمهای مربوط به گزینش و ارتقای کارکنان در سازمان و بین مدیران شرکت وجود داشته باشد. عدم تبعیض: یعنی اجتناب از هرگونه تبعیض و اعطای حق پاسخگویی به کارکنان 4- افتخار: به مفهوم احساس غرور و فخر کردن کارکنان به شغل و سازمان است که با عوامل زیر تعریف میشود: شغل فردی: جذابیت شغل برای کارکنان وجود داشته باشد و بتوانند در کار شایستگیهای خود را بروز دهند. کار تیمی: یعنی کارکنان از موقعیتهای گروهی و دستاوردهای کاری افراد در سایر واحدها احساس غرور کنند و به خود ببالند. تصویر ذهنی: به این معنی که کارکنان با مباهات شرکت را به دیگران معرفی و به جایگاه شرکت در جامعه افتخار کنند. 5- صمیمیت: این عامل بیانگر احساس پذیرش و علاقه متقابل و نیز احساس عضویت در یک خانواده مشترک است که در وجود کارکنان بروز کند. میتوان آن را با استفاده از سه عامل زیر تبیین کرد: رفاقت: به معنی توانایی دوست داشتن و دوست داشته شدن و دوست شدن با یکدیگر؛ هنگامی که احساس نزدیکی با یکدیگر در سازمان بین کارکنان اتفاق بیفتد. مراقبت: به معنی محیط دوستانه و خوشایند که از هر نظر یکدیگر را مراقبت و حمایت کنند. تعلق: به معنی احساس تعلق و وابستگی به سازمان، مانند شرایطی که کارکنان یک پیوندعاطفی مانند اعضای خانواده نسبت به هم دارند. تقابل تعارض و تغییر اما بررسی جراردین دسانکتیس از جو سازمانی که منجر به یک پرتفولیوی دومتغیره شد نیز بسیار جالب است. او اعتقاد داشت فضای سازمانی که قابلیت تحمل محیط درونی هر سازمان از سوی کارکنان است در چگونگی عملکرد آنها تاثیر مستقیم دارد. او در نموداری به تقابل میزان تنش و تعارض در سازمان و آمادگی کارکنان در قبال اعمال تغییرات پرداخت. این نمودار دوبعدی چهار نوع جو سازمانی را بهصورت کلی معرفی میکند: فضای گروهی اگر در چنین فضای سازمانی قرار دارید دارای تنش و تعارض کم در سازمان هستید و البته کارکنان آمادگی برای تغییر را نیز در حد پایینی دارا هستند. در این فضا اعتماد کارکنان به یکدیگر بسیار خوب بوده و فضای دوستانهای بین کارکنان حاکم است و از کارکردن کنار هم لذت میبرند و نیاز به تغییر را حس نکرده، تعارضات در حد حداقلی خود و پاداشها براساس روش منصفانهای پرداخت میشود ولی در چنین فضایی کار رهبری بسیار سخت خواهد بود، چراکه کارکنان به دنبال تثبیت وضعیت کارکردی خود هستند و درمقابل تغییرات سازمانی مقاومت میکنند و امکان هرگونه موفقیت در چالشهای نوآوری را به بنبست میرسانند و موجبات تحلیل سازمان خود میشوند. به شکل کلی این فضا برای کارکنان بسیار ایدهآل است. آنها هم محیط دوستانهای دارند و هم از تثبیت و روتین کردن کارها حمایت میکنند. با جدایی کارکنان وقتی از سوی مدیریت اعمال شود با مخالفت و عدم همکاری با نیروهای جایگزین برخورد میکنند که کار اصلاح و تغییر منابع انسانی را سخت میکند. در چنین فضایی سازمان از تبادل راحت و روانی اطلاعات کارکردی بهره میبرد ولی این اطلاعات بیشتر کلی و فاقد نقد جدی در کارکردها است. بزرگترین چالش رهبری در چنین فضایی مواجه کردن سازمان با تغییرات است و معمولا رهبری نیز بهدلیل فشارهای کارکنان از پایین نسبت به اعمال تغییرات واکنش جدی نشان نمیدهد و ترس از دست دادن مقبولیت بزرگترین نگرانی برای اعمال تغییرات بین مدیران است. برای چنین فضایی وارد کردن شوکهای محیطی و آموزش کارکنان برای واکنش مثبت به تغییر و درگیر کردن آنها با موضوعات و تهدیدهای محیطی، میتواند کمک شایانی به موفقیت سازمان کند. فضای انتزاعی در فضای انتزاعی کارکنان تنش و تعارض زیادی با یکدیگر دارند و در مقابله با تغییرات نیز بسیار مقاومت میکنند. محیط کارکردی بهدلیل تنش زیاد در سازمان بسیار ناخوشایند است و افراد نسبت به حقوق و پاداشهای پرداختی واکنش منفی داشته و آن را غیرمنصفانه تلقی میکنند. در فضای انتزاعی کارکنان به دنبال گرفتن امتیاز از مدیریت به نفع خود هستند و فضای مشارکت بین کارکنان در حداقل خود است و تعارض سازمانی روز به روز فزونی پیدا کرده و به خاطر عدم تمایل به تغییر امکان هرگونه برنامه بهبود در سازمان ابتر میماند. در چنین فضایی مدیریت بیشتر بر فرآیندها تمرکز میکنند تا بتوانند خروجی قابل قبولی را رقم بزنند ولی با افزایش تعارض و تنش این موضوع نیز با موفقیت کمتری دنبال میشود و در برخی سازمانها بیشترین زمان مدیران در رفع سوء تفاهمهای بین کارکنان سپری میشود. چنین فضایی برای مدیران مهلک بوده و امکان موفقیت و مدیریت طولانی آنها بسیار پایین است. چرا که با افزایش عمر مدیریت بدبینیها و عدم اعتماد کارکنان نیز افزایش مییابد. در صورت داشتن چنین محیطی ابتدا فعالیتهای کلیدی در سازمان را مشخص و سعی کنید این افراد را با خود همراه سازید. در برخی مواقع تغییر و جایگزینی کارکنان کلیدی سریعتر شما را برای خارج شدن از فضای انتزاعی کمک میکند، اعلام ارزشهایی مانند کار گروهی و مشارکت و اهتمام در ارزیابی کارکنان با این مولفهها نیز میتواند کمک شایانی کند. فضای منطقی اگر سازمان شما در این منطقه از نمودار ظاهر شده است یعنی تعارض و تنش در سازمان بالا است اما میزان تنش نگرانی کمتری نسبت به فضای انتزاعی دارد چرا که تمایل به تغییر نیز در بین کارکنان در شرایط خوبی است و اگر توان اقناع در بین مدیریت سازمان بالا باشد میتوانند با یک اقناع منطقی به چالشهای سازمان بهرغم تنشهای موجود چیره شوند. فضای حاکم در این فضا به فضای انتزاعی نزدیک است با این تفاوت که کار راحتتری برای رویارویی با مشکلات دارد. در چنین فضایی شما میتوانید با تغییر چند شغل کلیدی به خوبی تغییرات را دنبال کنید. در یک فضای منطقی اعتماد کارکنان اندک و تعارضات زیاد است و منجر به دیدگاه خصوصی در هر حوزه میشود و مشارکت به راحتی اتفاق نمیافتد. در این فضا نمیشود از کارکنان انتظار وفاداری به سازمان را داشت و کارکنان در صورت پیدا کردن شرایط کاری حتی برابر نسبت به ترک سازمان اقدام میکنند. فضای توسعهای در این فضا تنش و تعارض پایین و کارکنان نسبت به تغییر آمادگی خوب و بالایی دارند. چنین فضایی برای خلق ارزش بیشتر برای سازمان و لذت بردن کارکنان از عضویت در سازمان در حد موثری وجود دارد. کارکنان نسبت به پرداخت پاداش و حقوق دریافتی احساس مثبت داشته و با تعاون با یکدیگر شرایط آرمانی را رقم میزنند. اگر به دنبال سازمانی هستید که بتواند به یک مجموعه ناب تبدیل شود باید چنین فضایی را برای آن رقم بزنید.در یک چنین فضایی مدیریت میتواند کارکرد رهبری را از خود نشان دهد و همه اعضا هم به کارکرد خود توجه دارند و هم با هم پوشانی عالی نسبت بهکار هم در شرایط مختلف کمک میکنند. اگر جو حاکم فضای توسعهای باشد پیشرفت و رشد سازمان با درصد بالایی به وقوع خواهد پیوست. از مشخصات ویژه این سازمانها کارکرد گروهی و مشارکت فعالانه در حل چالشهای سازمانی است. بدون داشتن فضای مناسب سازمانی شما نمیتوانید موفقیت چشمگیر و بلندمدت و تکرارپذیر داشته باشید به همین دلیل فضای سازمانی باید بستر مناسبی برای کارآمدی باشد در غیر این صورت احتمال موفقیت برای کارکرد استراتژی سازمان بسیار کم خواهد بود. در بخشهای بعدی به موارد دیگری از ابعاد آنچه باید استراتژیستها بدانند خواهیم پرداخت. ![]() ![]()
+ نوشته شده در سه شنبه پنجم مرداد ۱۳۹۵ساعت 7:48  توسط ملکپور
|
|