به گلاب گفتم :
خوش به حالت چه خوشبویی !
گفت : گل بودم
به دست روزگار چیده شدم ،
و در کوره اتش ،
سوختم سوختم سوختم
ولی با متانت صبر کردم
کوره خاموش شد
خالص شده بودم
و عزیزتر از پیش .
+ نوشته شده در  شنبه پنجم مرداد ۱۳۹۲ساعت 9:26  توسط ملکپور  |